هنوز هم اردیبهشت می شود

 

به قول استاد  صالح علا: سلام عزیزانِ جان

خیلی دلم میخواد بیشتر سر بزنم و بیشتر بنویسم حیف  درگیری ها زیاد و... 

قصه ی امشب قصه ی وفا  به خاطراتست مخصوصا تلخ ترین ها که ماندنی ترینند. تصاویر و  صدا ها و گفته هایی که  از درون آدمی  را می پوسانند ولی همچنان عزیزترینند، با حرمت ترین وسالگرد های شخصی  که در اوج احساساتی و در عمیق ترین پستو های ذهن خاطرات را  غبارروبی می کنی. حالا فکر کنید این سالگرد ها هر روز و هر شب باشد. حجوم بی وقفه یاد ها در  هر دم و باز دم... و باز همچنان هر صبح بیدار شویم وهنوز  به این ان بگوییم صبح بخیر

قصه، قصه ی  همینست  که اسمش زندگیست  برای بعضی  شبیه من . چه  می شود‌ کرد؟ 

 

••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••


هنوز

غمگین ترین مسافر این حوالی سیه پوش،

این حوالی اردیبهشت منم 

کسی مانند من 

اینگونه بی پروا

همنشین عطر یاس ،

کوچه های پشتی خلوت،

عکس ماهتاب بر چاله های اب

بازمانده از باران 

وخراب اغوش بی تو در خواب و بیداری

نبوده 

شاید نخواهد بود  

 

کسی مانند من

به تو مومن،

به خود اواره

و از تصور نبودنت که نه...

از حقیقتی اینچنین 

رو به منتها،انتها

اما باز هم

عیان تر از هر شعر پنهانی

در عشق تو

نبوده

شاید نخواهد بود 

 

 

 کسی مانند من

این روزهای عزیز را نمی‌شناسد

اردیبهشتی که نمی دانی

و بعد مردادی که هیچ 

و آبان که شعله سوز هر چه بود

اری عاشق تو  

کسی مانند من

نبوده

شاید نخواهد بود

 

آری

هنوز

در همین حوالی حرف های طولانی

هر اردیبهشت

عاشقت می شوم...

 

 

/ 1 نظر / 200 بازدید
جهانگرد

کسی مانند من به تو مومن، به خود اواره و از تصور نبودنت که نه... از حقیقتی اینچنین رو به منتها،انتها اما باز هم عیان تر از هر شعر پنهانی در عشق تو نبوده شاید نخواهد بود ... ممنون از این انتخاب زیباتون [گل]