معجزه

من دچار یک معضلی شدم که در عین آزاردهنده بودن خیلی جالبه و گاهی باعث میشه خندم بگیره!
حالم شبیه یه چیزی تو مایه های اون گفتار معروف صادق هدایته که گفته:

« دیشب که نمی دانستم برای کدام یک از دردهایم گریه کنم ، کلی خندیدم! »

موضوع اینه که تازگی هر چیزی می خوام یا برای هر خواسته ای برنامه ریزی می کنم، در جا یک احتمال بسیار بعید به ذهنم می رسه که مثلا مانی تو الان فلان چیزو می خوای حالا ببین اگه فلان وقت فلان اتفاق نیافتاد که این نشه!
جالب اینکه اون اتفاق درصد احتمالش بسیار پایینه و در لحظه فقط با خودم می گم: آخه این چه فکر احمقانه ایه! مگه میشه آدم انقد بدشانس! خندم می گیره ازین همه دوراندیشی شاید هم کج اندیشی!
حالا جالبترین نکته رو می دونید چیه!؟ اینکه در عین ناباوری همگان اون اتفاق بعید می افته و من به خواستم نمی رسم!!! اون لحظه نمی دونم باید بخندم، ناراحت باشم، گریه کنم.... رسما آقا نمی دونم چه گلی باید به سرم بگیرم!

در پی یکی از دفعاتی که چنین موضوعی پیش اومد، این شعرو گفتم...

 

معجزه
می گویند
راست هم می گویند
گاهی همین فکر خسته ی دور اندیشم
چنان احتمالاتِ مهمَلِ تلخ را
طنزگونه از خود تراوش می کند
که سبب می شود
درین بحبحه و اعتراض
غصه ها برای باریدن
در صف بمانند
و ناباورانه شاهد باشند
که اشکم
از زور خنده ای تلخ
می بارد

راست می گویند
حقیقتیست!
هنوز در من
هیچ کس و هیچ چیز
به معجزه اعتقادی ندارد!


/ 6 نظر / 18 بازدید
مریم

ای وای اینجوری که خیلی بده....خب به نشدن ها هیچوقت فکر نکن شاید شد!!!

....

سلام موزیک وبتون از کیه؟

محمد

آدم به چیزی می رسه که از قبل به اون فکر می کنه و به اون امید داره.البته نه همیشه ولی تا حالا خیلی کم اتفاق افتاده که آدم امید نداشته باشه به آینده و اون کار درست انجام بشه. حقیقتاً وبلاگ شما رو دوست دارم.متاسفانه یا خوشبختانه دیگه کار نویسندگی سایت رو بعد از 5 سال رها کردم.اگر یک بار دیگه می خواستم نویسندگی کنم دوست داشتم که مثل شما از علاقه ها،رنج ها و فکرهای خودم بنویسم و چیزی رو منتشر کنم که خود واقعاً عاشقش باشم.شاید در آینده در فیس بوک صفحه ای برای این کار درست کنم و این کار رو انجام بدم. وبلاگ هایی که با زبان صمیمی و راحت با مخاطب صحبت می کنند کم نیست ولی یه جورایی این وبلاگ رو بیشتر می پسندم. موفق و پیروز باشید.یا علی.

ارش

شاید باید از ی جایی شروع کرد[لبخند] فقط شروع کن

pegah

man kheyli az in ahange khosham omade bod.. merci ke codesho gozashtin.. vaghean mamnoonam manam linketon mikonam... hatman [لبخند][گل]

یه بنده خدا

سلام ظاهرا بسیار نا امید هستی..... اگر خدارا لمس کنی اونموقع تمام داشته ها و نداشته هایت در منظرت یک جور به حساب میان و دیگه برات فرقی نمکنه آرزویت یا خواسته ات بر آورده شود یا نه ..... باورکن فرقی نداره میدونی چرا ؟ چون اونموقع خدایی داری درهمین نزدیکی ها که جبران همه ی نداشتن هاست..... خوشحال میشم به من هم سر بزنی و نظرتو بگی..... من هم شعر میگم اما هیچوقت وقت نکردم منتشر کنم و یا حتی برای کسی بخونم...... یا علی.