من همونم

نمیدونم الان از چی بگم

از شب

از دلتنگی

از می و مستی

از بارون

از غم

از اهنگ

یا...

شاید بهتره از خودم بگم!

قبلا خودمو معرفی کرده بودم؟ ...

 

 

من همونم من مخلوق شبم
عرق سرد نگاهی تبدار
نمک زخم خود و
حزن لالایی شب های خدا
من همون بغض گلویی مغرور
من همون هق هق آروم توی بالشتم
آخر اون سیل اشک زیر بارانم
تو که میدونی من نهایت پایانم

/ 2 نظر / 10 بازدید
مهسا

عالیه ... عاشق این جمله ام که گفتی : من همون بغض گلویی مغرور ... [ناراحت]

رکسانا

خوب بود... مرسي