تنهایی

بدجور تنبل شدما!

حس و حال گذشته رو تو خودم نمی بینم که روزی یه پست بذارم و هر روز سر بزنم.

با این احوالات حالی هم نمی مونه خداییش،

نه انگیزه ای نه...

برا کی بکنم!

اونی که باس بدونه نمی دونه.

خودم موندم و خودم،

تنها...

 

 

 

  تنهایی کنج اتاق همبستر دیوارم تنهایی عادت بدیست
کاش کسی مچم را بگیرد
تنهایی حاصل چشمان اوست
کاش کسی بر این ستاره ها پرده بگیرد
تنهایی ترانه ی غمگینیست
کاش کسی ساز ازین نغمه گر بگیرد
 تنهایی زندان عشاق است
کاش کسی سراغم را بگیرد
تنهایی تیر خلاص زندگیست
کاش کسی جلوی این اعدام را بگیرد
تنهایی بستر شبانه ام بی اوست
کاش...
نه، کسی جای او را نمی گیرد

/ 1 نظر / 10 بازدید
حدیث

سلام منم بایستی بگم که خیلی هم خوشحال شدم و هم غافلگیر ...از نظرتون ممنونم و مرسی که لینکم کردین منم لینکتون کردم.... فقط خیلی دلم میخاد بدونم آدرس وبلاگمو از کجا گرفتین؟؟؟ این شعرتونم ادامه اش خیلی قشنگ بوووود اجازه میدین ادامه شم بنویسم تو وبلاگم؟؟؟ [لبخند]