نباید این گونه می شد

«نباید اینجوری می شد...»
جمله ای که هر کدوممون یه موقعی، یه جایی، سر ماجرایی بهش فکر و ازش استفاده کردیم. من هنوزم گاهی ازش استفاده می کنم.
ازش استفاده می کنم وقتی که به اون فکر می کنم. حتی یه دوره ای تنها چیزی بود که به زبونم می اومد وقتی تو فکرش بودم.
این شعر ساخته و پرداخته ی همون دورست.


 

نباید این گونه می شد
جوانه ی علاقه ی این قلب پیر

چه زود
ببین چه ظالمانه زود
قبل کوچک ترین ترنم
در رویای نورسم سوخت
نباید اینگونه می شد...


این آزار رویا های رهنشین
خلاف هر آنچه نامه بود
که به باد سپردم
خلاف هر آنچه دیدار ناشکفته
که امید باران داشت
باد آمد و باران نیامد،
نباید اینگونه می شد...

تو بگو
من بوته ی خیال این گل های یاس را
کجای اشتباه حیاط خانه ات کاشتم
که عطری به مشام تو و حیات آن گفته های پرده پوشم نرسید
تو بگو
مگر می شود خاکی انقدر خاکستری باشد
خاک تو چرا؟
نباید اینگونه می شد...

چنان صبور بوده ام که همیشه
صلابت این مصلوب همیشه بر صلیب
و تحمل کاج همیشه بهار انتهای آن کوچه ی از خانه دور
مرا
برای راهیانِ احتمالا خود از صبر فاصله خسته
تداعی می کرد
هی به من می گفتند
دوریت نزدیک است
هی به من می گویند
رفتنت تقدیر است
راست هم می گویند اما
نباید اینگونه می شد...

داغ آن جوانه که سوزاندی
به رد همه زخم های دیگرِ قلب پیرم پیوست
چه بی تابم هنوز از تو
و چه بی تابانه برای رفتنت چمدان می بندی،
نباید اینگونه می شد...

حال من به تار مویی بند است
از گیسوی سپرده بر بادت به هنگامه ی وداع
به نوای نسیمی جان می کنم
سنگینم از احساسی طلب نکرده
باران هم که نمی آید
خسته و خرابِ غربتِ چسبیده بر سایه ام
سقف رویا هایم چرا پس فرو نمی ریزد
اصلا چرا باران نمی آید!!!
شاید از همین باران پشیمان شوی
تصور بی قراریست، نه؟
بی حرمتیست؟
می دانم!
و می دانم که نه برای تو دلیل است
نه کک آسمان بی خیال می گزد!
ولی باور کن
قسم به تمام نامه ها،
نامه های مانده در خورجین فراموشی باد

حق دارم این نامه ی آخر را
خودم به دستت برسانم
پیشانیت را ببوسم
و در گوش تو آرام زمزمه کنم:
نباید اینگونه می شد...

/ 10 نظر / 71 بازدید
mta

سلام وبلاگ خوبی داری اگه مایل به تبادل لینک هستی آدرس سایت مارو به نام"نوشته ها" لینک کن و به ما خبر بده تا سریعا شما رو لینک کنیم...با تشکر آدرس ما : www.mtafakori.ir

مریم

هی داد بیداد خدا کنه یه روزی به این باور برسی که با خودت بگی اصلاخوب شد که اینطوری شد... از دنیا هیچ چیز بعید نیست!! ولی خب شعرت خیلی قشنگ و پراحساس بود[لبخند]

elahe

سلام این شعر خیلی قشنگه خودت گفتیش؟ خوشحال میشم ب وب منم سر بزنی اگه مایل ب تبادل لینک هستی خبرم کن[شوخی]

elahe

ممنون با افتخار لینک شدین

مریم عبدی

سلام مجموعه شعر « ثبت احوال باران» چاپ شد. این مجموعه را در اینجا بیابید: مصلی ـ نمایشگاه کتاب ـ سالن شبستان ـ راهرو ۲۱ – غرفه ۳۱ – نشر روزگار ۱۱ ــ ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۲

elahe

سلام و خسته نباشید...من دنبال یکی از دکلمه های خسرو شکیبایی بودم که محتوای شعرش در مورد اردیبهشت بود...که رسیدم به وبلاگ شما...فکر کردم شاید شما بتونید کمکم کنید...

elahe

مرسی اقا:) دقیقا همونی بود که میخواستم

elahe

به دروغ گفته ام به خوابم می آیی ! تا چشمانم دمی پلک بر هم بگذارند . [شوخی]

S

میگویند شکست در عشق مردان را شاعر میکند وزنان را عاقل... زیبا بودن شعرها...