رهایی

اصلا یه وضعیه ها!!!
آدم می مونه چی بگه
آی لعنت...
حتی نمیدونم به چی می خوام لعنت بفرستم!
به این فضایی که درست شده
یا به این طرز برخودایی که رو اعصابم داره شنا میکنه!

بخدا دلگیرم از...

 

رهایی

ترس دارد حال و هوایم

گنگ است عمق نگاهم

درد جاریست به شریان حیاتم

و سرد است پنجه هایی که به محراب قتلگاه می برند جسم نیمه جانم

وای از شما نامردمان دشنه بدست

وای که زخمه ی زخم می زنید بر ساز دلم

فغان از عشق و معشوقی که غم می کوبد بر جان و تنم

فغان که تو بی وفا کی شدی شمع زندگیم؟

روحم ازین همه زنجیر سنگین است

می خواهم همه چیز را بالا بیاورم

/ 0 نظر / 39 بازدید