خواب ممنوعه

 

دیشب باز خواب دیدم...

 

 

خواب ممنوعه

کی خوابهایم را ترک می کنی

حضورت در هر کابوس و رویا

چه تلخ باشد چه شیرین

عذابم می دهد

روزهای خراب از خاطراتت را

خراب تر می کند

و ورود ممنوع های شب هایم را

به سخره می گیرد

می آیی، می خندی، می بوسی

اشک می ریزی، می روی

گاهی تنها نگاهم می کنی، بی انتها

و منم که در تلاطمم

در سکوت این خواب ها

زوزه می کشم از دردی جانگداز

برو، اگر نه مجبورم اعتراف کنم

به این مرگ های هر روزه

امشب که به خوابم امدی

تو را به رسم همیشگی در آغوشم جای می دهم

آرام در گوشت زمزمه می کنم

انصاف نیست بیش از این جان دهم

/ 4 نظر / 12 بازدید
دلنوشته هاي ماباهم

از جداییمان برای هر کسی گفتم حق را به من داد اما ... اینها نمی دانند من حق را نمیخواهم حق که برای من تو نمی شود.....!

رضا

دیگر مگرش به خواب بینم

شقایق

درود مانی عزیز ... شعر بسیار زیبایی گفتی مانی ...تبریک میگم ... راستی ایمیل من این است : utab2011@yahoo.com خوشحال میشم ایمیلت رو داشته باشم....[چشمک]

شقایق

درود مانی عزیز... هیچ ایمیلی از طرف تو نرسید ... آدرس ایمیلت هم اشتباه بود ... سرکارم الان دیگه ... راستی چرا شعرات ته کشیده...؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ یه ایمیل دیگه برام بزن ... بای[خداحافظ]