تا به کی

 

سوالات بی جواب زیاده. نه الان، خیلی وقته که دارن روی هم تلنبار میشن. تا کی باید تو این بی جوابی  ها سیر کرد نمی دونم.

 

 

تا به کی

تا به کی باید این گونه از احساس ترسید
ولی با شعر های دم صبح خوابید

تا به کی باید به چهره حائل دست پوشید
ولی در افسانه به معشوق رسید

تا به کی باید به روزگار بی تراوت دیگران تابید
ولی شبها به گونه های بی گناه خود بارید

تا به کی باید از برای گذشته سینه درید
ولی به دنبال پایان ساعت شنی دوید

تا به کی باید خواب روز های خوش را دید
ولی از نیمه ی خالی لیوان نوشید

تا به کی باید با مشتی بسته دنبال صدایی گردید
ولی از درد سبو های شکسته بی صدا زارید

تا به کی باید به خرمن موهای کسی اندیشید
ولی با تنفس هر خاطره اش خرمن جان خود را آتش کشید

تا به کی باید از سنگینی این همه سوال نالید
ولی به جای هر جوابی از خود یک تا به کی شنید

 

/ 5 نظر / 42 بازدید
fls

مانی جان فوق العاده بود ...دمت گرم این یکی از بهترین وعمیقترین اشعاری بود که تا حالا تو عمرم شنیدم ...[گل][گل][گل][گل] احساسات خیلی قشنگی داری بهت تبریک میگم[قلب][قلب][قلب]

fls

از یکنواختی فرار می کنم تکان دهنده و هولناک آیا این یک آزمون است؟باید باشد وگرنه نمی توانم ادامه دهم از دست دادن صبر از بس رفتن نیروی حیات رفتار این دیوانه یکم قدیمیه اما من همچنان استاده ام خون خود را می دهم اما ایمانم را نگه می دارم و همچنان ایستاده ام تا پایان صبر می کنم تا پایان صبر کنیم صبور باش اگر پاداشی برای گرفتن وجود نداشت و آغوش پر مهری منتظرم نبود در این مسیر خسته کننده تا حالا بریده بودم اگر امید به درمان آسیبو شکست پیش آمده در طول ابن مسیر خسته کننده نبود تا حالا بریده بودم و من هنوز نبریدم ... من هنوز می تونم صبدر باش من باید این رو به خودم تلقین کنم تا پایان باید صبر کرد ................................ متن آهنگ: The Patient از گروهک Tool

نسترن (دختر وهومنه)

تا به کی ...؟ مانی جان چقدر واست ناراحتم دوست من ،کاری ازم بر نمیاد فقط امیدوارم یه حس فوق العاده خوب همه وجودت رو پر کنه . [لبخند]

مریم م

مانی جان مثل همیشه زیبا بود