نزار قبانی- شعری از کتاب: باران یعنی تو بر میگردی...

 

 

 

تازگی چند کار از نزار قبانی شاعر فقید سوری خوندم و بسیار ازش خوشم اومد

این کار از محبوب ترین ها برای منه:

 

زیبای من!

از ...بیروت... برایت می نویسم!

باران چون معشوقه یی قدیمی

از سفری دور باز آمده است!

از قهوه خانه ی کنار دریا برای تو می نویسم!

پاییز دِل گیر،

روزنامه ها را خیس کرده است

و تو هر دم

از فنجان قهوه وٌ

سطرهای خبر روزنامه بیرون می آیی!

پنج ماه گٌذشته است...

چگونه یی؟ عزیز!

این جا خبر تازه یی نیست!

...بیروت.. مشغولِ آرایش است

-همانندِ تمام زنان-

در آغاز زمستان!

 

مغرورٌ و زیبا وٌ سمتگر...

چون تمامِ زنان!

..بیروت.. بی قرار دیدنِ توست! عزیزکم!

اِی نزدیکِ دورادور!

اِی حضور مشتعل شعر!

باران در عطش اندامِ توست

و دریا آماده است تا در چشمانت بریزد!

 

...بیروت.. در این روزها به افسانه می ماند ! عشق من!

برگ های مطلّایش بر زمین، طلا وٌ مس آند

و خیابانِ سٌرخ

پیراهنی از نی رنگارنگ به تن کرده!

چه قدر به تو محتاجم!

هنگامی که فصل گریه می رسد،

چه قدرها که باید پی دستانت بگردم

در خیابان های سلوغً خیس...

 

گل یاس دفتر من!

دردِ دل انگیزٌ

عشق عظیمم!

 

از رستورانی برایت می نویسم

که در مجله ی سفیدماسه

پیدایش کردیم!

میزها با من قهرند

و صندلی ها از من می گریزند!

خاطراتم برباد رفته وٌ

به فراموشی دٌچار شٌده آم!

صندلی مجاور

-که روزی بر آن نسشته بودی-

مرا کنار می زندٌ

از صندلی آم

نشانی تو را می خواهد...

 

در گریه می نویسم!

(عاشقی چون من باید سلامِ اول را بگوید؟)

پی انگشتانم می گردم!

پی شعله ی کبریتی

و کلمه یی

که در هیچ دفتر عاشقانه یی نباشد!

گٌر می گیرم...

نامه نوشتن برای آن که دوستش داریٍ،

چه دشوار است!

 

/ 16 نظر / 220 بازدید
نمایش نظرات قبلی
انجمن تفریحی

سلام دوست عزیز ، وبلاگ بسیار خوبی داری ، مطالب وبلاگت عالیه ، من یه انجمن دارم نیاز به چند مدیر برای بخش های مختلف اگه امکان داره بیا به انجمنم و عضو شو و توی هرکدوم از بخش ها که دلت میخوات فعالیت کن ، ممنون میشم با من همکاری کنی ، اینم لینک عضویت : www.2forums.ir/register.php ، اینم لینک آموزش : http://2forums.ir/articles.php ، راستی عضو شدی به Admin پیام خصوصی بده برای مدیر شدن و یا می تونید با این ایمیل تماس بگیرید weblognet@yahoo.com

بادسوار

آری... گر می گیری... نامه نوشتن برای آنکس که "" دوستش داری"" دشوار است... دشوار... مانی یادم رفته چطوری میشد یکی رو لینک کرد؟

peggy

سلام آپم خوشحال میشم بیای [گل][لبخند]

tallone

یک روز جوانه می کند بغضی که در گلویم کاشتی...

ب محمدی

سلام به قول ژنرال قلعه نوعی، کل و یوم وبلاگت باحاله. شعرهایی که میزاری قشتگن و انقدرها هم سیاه نمیشن که نشه جایی رو دید، خوش و تندرست باشی.

حسین.ط

خیلی دلم میگیره وقتی یه وبلاگ متروکه میبینم! اما اینجا خیلی زنده تر از اونیه که بشه بهش گفت متروک امیدوارم سالم باشی و بالاخره یه روزی به اینجا سر بزنی الان یک ساله نیستی هر موقع اومدی ما رو خبر کن

حسین.ط

من هنوز منتظر به روز شدن این وبلاگم البته هر روز چیز تازه ای از اینجا پیدا میکنم تو این مدت نبودتون از این آرشیو بلند بالا تغذیه کردم! منتظرم تا باز شوق نوشتن بیاد سراغتون

مریم95

انگار صد سال توی بیروت زندگی کرده ام ... انگار صدسال عاشق بوده ام توی این شهر....