فکر خسته
وبلاگ شخصی مانی صفاری 
نويسندگان
پيوندهای روزانه

شدیدا نیازه بشینم یه روز و شعر هامو سازماندهی کنم.
البته منظورم اینجا نیست، چون حتی فکر نمیکنم نیمی از مجموع شعرهام هم اینجا باشه!
یه فایل وُرد دارم که کل یک سال و خورده ای شعرام توشه و اگر خدایی نکرده روزی بلایی سرش بیاد کلا رفتم برای خودم!
از موضوع دور شدم. نفسِ بیان اینها بایستیش نبود، سختیش بود!
نه از سختی کارش، سختی تحمل بازبینی یک خیلی خاطره که با خوندنشون میاد سراغم!
مثلا همین امروز بیکار بودم رفتم سراغشون. بعد دو سه تا شعر دیگه کلا فکرم مغشوش شد. با هر شعر یاد اون زمانی می افتادم که شعرو گفتم و حس اون تاریخ به یادم می افتاد...
می دونم که می دونید سخته!!!


تنها حاصل این ماجرا سرودن شعر جدیدی بود که اینجا می بینید.

 

 


یادگار
جا گذاشته است پیش من
چیزی را که نمی بایست هرگز
یاد چند خط شعر مستعصل
مدرک حماقتی افسار گسیخته
یا به گمان بعضی
حادثه ای ناگزیر

در تاریکترین سایه ی یک بن بست
عشق ناگوار بود
و مانند آخرین تکیه
که دیوار تحمل نخواهد کرد
نیت ها همه مشکوک
پاکی را هم در خیال نمی شد که یافت

تجربه ی تلخی یادگاریست
وقتی ساده تر از آن باشی که باور کنی
دیگر هیچ بوسه ای در بن بست رقم نمی خورد
چون درختی خیسِ طوفان
ایستادم تا خشک شوم،
ایستاده خشک شدم!
بهار ندیده، سوختم

 

[ پنجشنبه ۱۳٩۱/٤/۱ ] [ ٢:٢۱ ‎ق.ظ ] [ مانی صفاری ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

درود رفقا مانی هستم، یه جوون با آرزو های کوچک که علاقه زیادی به شعر و کتاب و موسیقی ملایم داره و البته بسیاری چیزای دیگه! قصه ازین قراره که دست به قلمم و دلیل اصلی ایجاد این وبلاگ هم این بود که نوشته ها و حال و هوای خودمو با بقیه به اشتراک بگذارم شاید یه مرهمی باشه این فکر خستم. امیدوار از اینجا خوشتون بیاد و پوزش بسیار اگر گاهی نوشته هام خیلی سیاه می شه. شناسه یاهو: resident_valhalla.1991
صفحات دیگر
امکانات وب