فکر خسته
وبلاگ شخصی مانی صفاری 
نويسندگان
پيوندهای روزانه

بنظرم رسید خیلی بده خودم از چیزی لذت ببرم ولی اونو به دیگران ارائه ندم.
اینجامیخوام برای شما در مجموع 4 کلیپ صوتی باحجم کم از اشعارِ شاعر گرامی، استاد سید علی صالحی رو که با صدای شیوای مرحوم خسرو شکیبایی دکلمه شده قرار بدم و به همراهش لینک متن این اشعار در سایت خود استاد صالحی.

...

 دو کلیپ اول از کتاب:

نامه‌ها

تاریخ چاپ: ۱۳۷۵
ناشر: انتشارات دارینوش

...

و دو کلیپ دوم از کتاب:

نشانی‌ها

تاریخ چاپ: ۱۳۷۴
ناشر: انتشارات دارینوش

...

لینک دانلود دکلمه ی کتاب نامه ها از PICOFILE :

1- سلام... خسته‌ام، خسته  5,159 KB

2- سراغ شعر می‌روم... خداحافظ  5,402 KB  

متن اشعار کتاب نامه ها در سایت سید علی صالحی

یکی از شعرهای محبوب من از این کتاب:

سلام!
حال همه‌ی ما خوب است
ملالی نیست جز گم شدنِ گاه به گاهِ خیالی دور،
که مردم به آن شادمانیِ بی‌سبب می‌گویند
با این همه عمری اگر باقی بود
طوری از کنارِ زندگی می‌گذرم
که نه زانویِ آهویِ بی‌جفت بلرزد و
نه این دلِ ناماندگارِ بی‌درمان!


تا یادم نرفته است بنویسم
حوالیِ خوابهای ما سالِ پربارانی بود
می‌دانم همیشه حیاط آنجا پر از هوای تازه‌ی باز نیامدن است
اما تو لااقل، حتی هر وهله، گاهی، هر از گاهی
ببین انعکاس تبسم رویا
شبیه شمایل شقایق نیست!
راستی خبرت بدهم
خواب دیده‌ام خانه‌ئی خریده‌ام
بی‌پرده، بی‌پنجره، بی‌در، بی‌دیوار ... هی بخند!
بی‌پرده بگویمت
چیزی نمانده است، من چهل ساله خواهم شد
فردا را به فال نیک خواهم گرفت
دارد همین لحظه
یک فوج کبوتر سپید
از فرازِ کوچه‌ی ما می‌گذرد
باد بوی نامهای کسان من می‌دهد
یادت می‌آید رفته بودی
خبر از آرامش آسمان بیاوری!؟
نه ری‌را جان
نامه‌ام باید کوتاه باشد
ساده باشد
بی حرفی از ابهام و آینه،
از نو برایت می‌نویسم
حال همه‌ی ما خوب است
اما تو باور نکن!

...

لینک دانلود دکلمه ی کتاب نشانی ها از PICOFILE :

1- نشانی اول  4,999 KB  

2- نشانی دوم     5,063 KB

متن اشعار کتاب نشانی ها در سایت سید علی صالحی

یکی از شعرهای محبوب من از این کتاب:

 

می‌دانم
حالا سالهاست که دیگر هیچ نامه‌ای به مقصد نمی‌رسد
حالا بعد از آن همه سال، آن همه دوری
آن همه صبوری
من دیدم از همان سرِ‌ صبحِ آسوده
هی بوی بال کبوتر و
نایِ تازه‌ی نعنای نورسیده می‌آید
پس بگو قرار بود که تو بیایی و ... من نمی‌دانستم!
دردت به جانِ بی‌قرارِ پُر گریه‌ام
پس این همه سال و ماهِ ساکتِ من کجا بودی؟


حالا که آمدی
حرفِ ما بسیار،
وقتِ ما اندک،
آسمان هم که بارانی‌ست ...!


به خدا وقت صحبت از رفتنِ دوباره و
دوری از دیدگانِ دریا نیست!
سربه‌سرم می‌گذاری ... ها؟
می‌دانم که می‌مانی
پس لااقل باران را بهانه کُن
دارد باران می‌آید.


مگر می‌شود نیامده باز
به جانبِ آن همه بی‌نشانیِ دریا برگردی؟
پس تکلیف طاقت این همه علاقه چه می‌شود؟!
تو که تا ساعت این صحبتِ ناتمام
تمامم نمی‌کنی، ها!؟
باشد، گریه نمی‌کنم
گاهی اوقات هر کسی حتی
از احتمالِ شوقی شبیهِ همین حالای من هم به گریه می‌افتد.
چه عیبی دارد!
اصلا چه فرقی دارد
هنوز باد می‌آید،‌ باران می‌آید
هنوز هم می‌دانم هیچ نامه‌ای به مقصد نمی‌رسد
حالا کم نیستند، اهلِ هوای علاقه و احتمال
که فرقِ میان فاصله را تا گفتگوی گریه می‌فهمند
فقط وقتشان اندک و حرفشان بسیار و
آسمان هم که بارانی‌ست ...!

 

در آخر امیدوارم مورد پسند دوستان قرار بگیره.

[ شنبه ۱۳٩۱/۳/۱۳ ] [ ٧:٥۳ ‎ب.ظ ] [ مانی صفاری ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

درود رفقا مانی هستم، یه جوون با آرزو های کوچک که علاقه زیادی به شعر و کتاب و موسیقی ملایم داره و البته بسیاری چیزای دیگه! قصه ازین قراره که دست به قلمم و دلیل اصلی ایجاد این وبلاگ هم این بود که نوشته ها و حال و هوای خودمو با بقیه به اشتراک بگذارم شاید یه مرهمی باشه این فکر خستم. امیدوار از اینجا خوشتون بیاد و پوزش بسیار اگر گاهی نوشته هام خیلی سیاه می شه. شناسه یاهو: resident_valhalla.1991
صفحات دیگر
امکانات وب