فکر خسته
وبلاگ شخصی مانی صفاری 
نويسندگان
پيوندهای روزانه

حدود یک سال و چندین روز پیش بود که برام از سفر سوغاتی آورده بود.
یه دفتر چوبی که هنوز دارمش و گذاشتمش تو کتابخونم همین الانم جلو چشامه.
غیر این یه سری عکس هم از دیدارهامون برا مونده.
اینا تنها یادگاریه که ازش دارم.

یادمه توی اون پاییز کذایی میخواستم تموم عکسارو پاک کنمو اون سوغاتیو آتیش بزنم...
ولی جلو خودمو گرفتمو جاش یه شعر گفتم، همون شعری که تو این پست خواهید خوند.
الان اصلا پشیمون نیستم!
حالا به طور عجیبی این یادگاریا برام تبدیل به یه خاطره ی خوش شده!
جالبه نه!؟

چیز دیگه ای ندارم بگم جز اینکه، مرسی عزیز دلم به خاطر این یادگاریای زیبا...





نمی شود

نمی شود، باور کن تمام نمی شود
چنگ بغض از گلویم
جدا نمی شود
وقتی که باران پاییزی می بارد
لعنت به هر قطره اش
این تمام نمی شود

این یادواره ی غم انگیز تو
همین دفتر بی خط و خبر
روی تاقچه
همین هدیه،
همین نفرین
برتنش هرچه خط خطی می کنم
این تمام نمی شود

از تو تصویری مانده
نقش بسته بر هر چه خیال و خاطره
که بعد از هر چه فاصله تا امروز
در گذار فصول
یکی مست و یکی خمار
نمک بر زخم می پاشد
گاه گاه
چه خموش و چه فریاد
نقشش مانده و
این تمام نمی شود

تو با من چه کردی که بعد از درک تو
مردم و زنده شدم بارها ولی
باران، یاد ها، تصاویر..
هیچ کدام،
هیچ دردی تمام نمی شود...

[ جمعه ۱۳٩٢/٢/٢٧ ] [ ۱٠:٥٦ ‎ب.ظ ] [ مانی صفاری ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

درود رفقا مانی هستم، یه جوون با آرزو های کوچک که علاقه زیادی به شعر و کتاب و موسیقی ملایم داره و البته بسیاری چیزای دیگه! قصه ازین قراره که دست به قلمم و دلیل اصلی ایجاد این وبلاگ هم این بود که نوشته ها و حال و هوای خودمو با بقیه به اشتراک بگذارم شاید یه مرهمی باشه این فکر خستم. امیدوار از اینجا خوشتون بیاد و پوزش بسیار اگر گاهی نوشته هام خیلی سیاه می شه. شناسه یاهو: resident_valhalla.1991
صفحات دیگر
امکانات وب