فکر خسته
وبلاگ شخصی مانی صفاری 
نويسندگان
پيوندهای روزانه

سلام
میخوام امشب براتون شعری از نویسنده ی معروف چارلز بوکوفسکی بذارم
خودم و دوستان نزدیکی که ازش خوندیم بهش میگیم چارلز بی شرف! چون گاهی بعضی جمله های این مردک مغز ادمو اتیش میزنه! نیشخند

 


آره آره

وقتی خدا عشق را آفرید، ‌به خیلی‌ها کمکی نکرد

وقتی خدا سگ‌ها را آفرید، به سگ‌ها کمکی نکرد

وقتی خدا سیاره‌ها را آفرید،‌ کارش خیلی معمولی بود

وقتی خدا تنفر را آفرید، به ما یک چیز بدردبخور و استاندارد داد

وقتی زرافه را آفرید، مست کرده بود

وقتی خدا من را آفرید، خُب من را درست کرده بود

وقتی میمون را آفرید، خوابش برده بود

وقتی موادمخدر را آفرید، نشئه بود

و وقتی خودکشی را آفرید، دلش بدجوری گرفته بود

وقتی تو را آفرید که توی تختت دراز کشیدی

می‌دانست چی کار می‌کند

مست بود و نشئه

و کوه‌ها و دریا و آتش را هم‌زمان درست کرد

 

بعضی از کارهایش اشتباه بود

اما وقتی تو را آفرید که توی تختت دراز کشیده بودی

به تمام جهان ملکوتی‌اش رسیده بود.

[ دوشنبه ۱۳٩٢/۱/٢٦ ] [ ۱۱:٠۱ ‎ب.ظ ] [ مانی صفاری ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

درود رفقا مانی هستم، یه جوون با آرزو های کوچک که علاقه زیادی به شعر و کتاب و موسیقی ملایم داره و البته بسیاری چیزای دیگه! قصه ازین قراره که دست به قلمم و دلیل اصلی ایجاد این وبلاگ هم این بود که نوشته ها و حال و هوای خودمو با بقیه به اشتراک بگذارم شاید یه مرهمی باشه این فکر خستم. امیدوار از اینجا خوشتون بیاد و پوزش بسیار اگر گاهی نوشته هام خیلی سیاه می شه. شناسه یاهو: resident_valhalla.1991
صفحات دیگر
امکانات وب