فکر خسته
وبلاگ شخصی مانی صفاری 
نويسندگان
پيوندهای روزانه

سلام
یکی از دوستان ازم خواسته بود آهنگی که روی وبلاگمه رو برای دانلود بذارم.
خودم علاقه ی وافری به این آهنگ داریوش دارم، امیدوارم شمایی که تا حالا رو وبلاگم شنیدینش یا اینکه از الان دانلود می کنید هم ازش لذت ببرید

----------------------------------------------------------------------------------------------

» خواننده : داریوش
» آهنگ :تصویر رویا
» آلبوم : معجزه خاموش
» شاعر : روزبه بمانی
» آهنگ ساز : مهدی یراحی
» تنظیم : بهنود بهزاد
» دانلود :
http://s3.picofile.com/file/7576511070/DARYUSH_tasvire_roya.mp3.html

» متن ترانه :

شب از مهتاب سر میره
تمام ماه تو آبه
شبیه عکسه یک رویاست
تو خوابیدی جهان خوابه
زمین دور تو می گرده
زمان دست تو افتاده
تماشا کن سکوت تو
عجب عمقی به شب داده
تو خواب انگار طرحی از
گل و مهتاب و لبخندی
شب از جایی شروع می شه
که تو چشماتو می بندی

تو رو آغوش می گیرم
تنم سر ریزه رویا شه
جهان قد یه لالایی
توی آغوش من جا شه
تورو آغوش می گیرم
هوا تاریک تر می شه
خدا از دست های تو
به من نزدیک تر می شه
زمین دور تو می گرده
زمان دست تو افتاده
تماشا کن سکوت تو
عجب عمقی به شب داده
تمام خونه پر می شه
از این تصویر رویایی
تماشا کن ، تماشا کن
چه بی رحمانه زیبایی

[ جمعه ۱۳٩۱/٩/۱٧ ] [ ۱٢:٤٠ ‎ق.ظ ] [ مانی صفاری ] [ نظرات () ]

سال برای من تقریبا به دو قسمت تقسیم شده
6 ماه اول پر از شور و دلهره ی شیرین
6 ماه دوم پر از سکون و یأس و...
خیلی می تونم توضیح و دلیل برای این حس بیارم ولی حالا که چی اصلا؟
مثلا به چی می خوام برسم!؟

بهتره برم سراغ شعر و سر کسیو درد نیارم

 

 

سالِ تهی
در ظهرِ یک سال تهی
اندک زمانی گذشته از آزارِ آزادی
چه مرموز، پر از احساس رویایی
دل اسیر نام او شد
که بی هوا
شبی در خواب من رویید
همان بود
همان عشق و شیدایی
همان معشوق رویایی
همان که از نگاهش
پر هیاهو، پر ترانه
تمثیل دیوانه شدم

در شب این سالِ تهی
خنده تهیست
جشن تهیست
دست منِ مست تهیست
دلبر من گم شده است
منِ دیوانه ی بی زنجیر
گویا من شوخیِ بی جواب زمانه
بازیچه ی تقدیر
آن خوابِ من گم شده است

بغض کجا؟
اینجا
آنجا
در هر ساحلی، رویاییست
که اشک موج می زند
و لحظه ها،
لاجرم تمامشان را
با مجهول درد می شمارم
با دعای باران
دعای بازگشت

شاید هر از گاهی چشم می بندم
که باز باران ببارد
باز خواب ببینم و رویا
و تا مجالی هست
خیس شوم
لبخندی بزنم
حتی قبل آن موعد تکراریِ سفر
کمی سو سو بزنم
کمی آرام
قبل اتمام سالی دیگر
حتی قبل اتمام شعر بی مخاطبی دیگر

[ جمعه ۱۳٩۱/٩/۱٧ ] [ ۱٢:۱٤ ‎ق.ظ ] [ مانی صفاری ] [ نظرات () ]

حسابی تنبل شدم اینجا!
از آخرین شعری که اینجا گذاشتم حدود 15 تا شعر گفتم هر بارم میام که شعرارو بذارم ، می بینم حسش نیست. اتفاقاتی افتاد درین بازه زمانی که یه موقع دیگه که حسش بود میگم!

بریم سراغ شعر...



 

 

می روم رویا ببینم
مدت هاست که عزیزی به خواب جمعه هایم می آید

با ظرافتی عجیب
دلتنگی از قلب من می زداید
غوغایی در دل به پا می کند
بی جنبش یک برگ
بی حادثه، بی درد

گاهی کافه و چای
گاهی نیمکت و پارک
گاهی قدم زدن در زیر باران
گاهی عشقبازی در نور مهتاب

زندگی همین رویای مکرر است
برایم چای می ریزد و لبخند های دلبرانه می زند
روی نیمکت دراز می کشد و سرش را روی پایم می گذارد
زیر باران دستم را می گیرد و مرا به دویدن وا می دارد
مرا در آغوشش می بوسد و عاشقانه عاشقی می کند

اگر این رویا نبود
مدت ها پیش از برگ های پاییزی
پوسیده بودم
می دانم که می رسد این روز های بی سوال
در هنگامه ی حقیقتی ناب
که شادی رویا هایم با او تقسیم می شود

شرح حالش طولانی و سحر نزدیک است
تا فرصتی هست
پلک روی پلک می گذارم
می روم رویا ببینم



 


ادامه مطلب
[ پنجشنبه ۱۳٩۱/٩/۱٦ ] [ ۱۱:٤٩ ‎ب.ظ ] [ مانی صفاری ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

درود رفقا مانی هستم، یه جوون با آرزو های کوچک که علاقه زیادی به شعر و کتاب و موسیقی ملایم داره و البته بسیاری چیزای دیگه! قصه ازین قراره که دست به قلمم و دلیل اصلی ایجاد این وبلاگ هم این بود که نوشته ها و حال و هوای خودمو با بقیه به اشتراک بگذارم شاید یه مرهمی باشه این فکر خستم. امیدوار از اینجا خوشتون بیاد و پوزش بسیار اگر گاهی نوشته هام خیلی سیاه می شه. شناسه یاهو: resident_valhalla.1991
صفحات دیگر
امکانات وب