فکر خسته
وبلاگ شخصی مانی صفاری 
نويسندگان
پيوندهای روزانه

 

 

حال شِکوه و گلایه هم الان ندارم!
به قولی:« گر هم گله ای هست دگر حوصله ای نیست»

بریم سراغ شعر امشب...

 

 

زمان

وقتی رسیدم که دیر شد
خواستم ببوسمش پر کشید
زمانی که عشق ورزیدم جنگ شد
و هنگامی که شمشیر کشیدم،
 کسی جز خودم برای قلع و قمع نمانده بود

زمان به بی وقتی دچار است
کمی ساعت ها را عقب بکشید

[ یکشنبه ۱۳٩٠/۱٠/٢٥ ] [ ۱۱:٤۱ ‎ب.ظ ] [ مانی صفاری ] [ نظرات () ]

این مدت خیلی سرم شلوغ بود
مشغول گند زدن به امتحانا بودمو دستم بند بود!خجالت

برای خالی نبودن عریضه یه شعر قدیمی میذارم

 

دیر

های ای طوفان سرد فهم
باران بی روح درک
دیر رسیدی به این ماتمزار داغ
دیر رسیدی به این آتشزار فکر
دیر رسیدی و دیر فهمیدم
که در آغوش، تنها هیچ دارم

[ دوشنبه ۱۳٩٠/۱٠/۱٩ ] [ ۱٠:٤۸ ‎ب.ظ ] [ مانی صفاری ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

درود رفقا مانی هستم، یه جوون با آرزو های کوچک که علاقه زیادی به شعر و کتاب و موسیقی ملایم داره و البته بسیاری چیزای دیگه! قصه ازین قراره که دست به قلمم و دلیل اصلی ایجاد این وبلاگ هم این بود که نوشته ها و حال و هوای خودمو با بقیه به اشتراک بگذارم شاید یه مرهمی باشه این فکر خستم. امیدوار از اینجا خوشتون بیاد و پوزش بسیار اگر گاهی نوشته هام خیلی سیاه می شه. شناسه یاهو: resident_valhalla.1991
صفحات دیگر
امکانات وب